X
تبلیغات
/> چه بگویم ؟ (حقوقی، ادبی و اجتماعی)

چه بگویم؟

روزه در آئینه نثر و نظم کهن فارسی ( قسمت اول – نظم )

روزه در آئینه نثر و نظم کهن فارسی

        (بخش دوم- نظم)      

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم (  بقره – آیه 180 )

شهر رمضان الذی انزل فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان فمن شهد منکم الشهر فلیصمه و من کان مریضا او علی سفرفعده من ایام اخر یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر و لتکملوا و لتکبروا الله علی ما هدیکم و لعلکم تشکرون (  بقره – آیه 182 )

یکی از فروع و  واجبات عبادی اسلام، روزه است. اهمیت،  شرایط و احکام روزه در رساله های عملیه و کتب اخلاقی و دینی ما منعکس است. و رسانه های جمعی نیز از این جیث بدان، پرداخته و می پردازند.  ماه روزه و صیام،( رمضان ) تنها ماهی است که در کتاب خدا،  از آن نام برده شده است . و مهمترین  رخدادش را،  نزول قرآن دانسته اند،  و نیز وجود شب قدر در شگمش و بلاخره شهادت مولی متقیان در روز 21 همین ماه.  که اینهمه بدان چهره ای دگر گونه از ماههای دگر می دهد. آنچه در نوشته حاضر دنبال خواهد شد، باز گویی و باز نویسی  آثار ی منثور و منظوم ، لیکن نفیس و گرانقدر از گویندگان و نویسندگان فارسی زبان است. که جمع آوری و ذکر آن جنگی معنوی و زیبای موثر ی را ، از هنرنمایی و غمز و عتاب قلم ها، و عرض اندامشان  در این وادی روحانی را فراهم می آورد. پیشینیان ما با الهام از آیات شریفه فوق و سایر منابع مقدس از قبیل سخنان پیشوایان و پیران،  آثاری نفیس و وزینی را با اشاره به این فروع دین آفریده اند . امید که مورد قبول در گاه حضرت احدیت (جل جلاله) و نیز مورد استفاده دوستان قرار گیرد :

                                         (((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))))))

آمد رمضان و عید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد

وان نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان بخدمت دل

وانکش گه دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج

گنج دل ناپدید باماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک

هرچند دل پلید با ماست

روزه بزبان حال گوید

کم شو که همه مزید باماست

  کلیات شمس ( دیوان کبیر ) 10جلدی  ، حلد اول ، مولوی ، بتصحیح : مرحوم استاد بدیع الزمان فروزان فر ، امیرکبیر ، چاپ دوم ، 1355 ، تهران ، ص. 219 و 220

********** 

از صادقین وفا طلب،  از قانتین ادب

از متیقن حیا و زمستغفرین بیان

هم چون درخت گندم باش از برای فرض

گه راست گه خمیده و جان بسته بر میان

گه در سجود باش چو در مغرب آفتاب

گه در رکوع باش چو بر مرکز آسمان

از جسم بهترین حرکاتی، صلوه بین

وز نقش بهترین سکناتی صیام دان

یا رب! دل شکسته و دین درست  ده

کانجا که این دو نیست و بایست بی کران

***

غصه هر روز و یارب  یارب هر نیمشب

تا چه خواهد کرد یارب یارب شبهای من

روزه کردم نذر چون مریم که هم مریم صفاست

خاطر روح القدس پیوند عیسی زای ماست

نیست بر من روزه در بیماری دل زآن مرا

روزه باطل می کند اشک دهان آلای من

اشک چشمم در دهان افتد گه افطار ازآنک

جز که آب گرم چیزی نگذرد بر نای من

دیوان خاقانی شروانی ،  بتصحیح دکتر ضیاء الدین سجادی ،  کتابفروشی زوار ، 1357 ،  تهران  -  ص 311 و321 و 322

*****************

رسید عید و زما، ماه روزه کرد گذر

وداع باید کردش که کرد رای سفر

بما مقدمه عید فر خجسته رسید

براند روزه فرخنده سایه لشکر

برفت زود ز نزدیک ما و نیست و شگفت

که زودتر رود آن چیز،  کو گرامی تر

مه صیام درختی است بار او رحمت

به آب زهد توان خورد هم زشاخش بر

گذاردی حق روزه، چنانکه واجب بود

بحاصل آمد خشنودی ایزد داور

 دیوان مسعود سعد سلمان ( قرن 5 ) ، بتصحیح مرحوم رشید یاسمی ، امیر کبیر ، 1362، تهران – ص 168

****************  

¶  روزه هرچند که مهمان عزیزست ایدل

صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی (ص932 )

¶  ساقی بیار باده که ماه صیام رفت 

در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت ( ص184 )

¶  بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد 

 هلال عید به دور قدح اشارت کرد

ثواب روزه و حج قبول آن کس برد

که خاک میکده عشق را زیارت کرد (ص 271)

¶  روزه یکسو شد و عید آمد و دلها بر خاست

می زخمخانه به جوش آمد و می باید خواست  (ص 66 )

¶  دل برگرفته بودم از ایام گل ولی

کاری بکرد  همت پاکان روزه دار

حافظ چو رفت روزه و گل نیز می رود 

ناچار باده نوش که از دست رفت کار (ص 498)

¶  حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است (ص 110)

دیوان حافظ – غزلیات ج 1 ، بتصحیح و توضیح  استاد پرویز ناتل خانلری ، انتشارات خوارزمی ، چاپ دوم  ،  1362،  تهران

***************** 

رمضان رفت و، رهی دور گرفت اندر بر

خنگ آنکو رمضان را بسزا برد بسر

بس گرامی بود این ماه،  و لیکن چکنم

رفتنی رفته به و ، روی نهاده بسفر

سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت

تا نگویند فرو هشت،  بر ما لنگر

رمضان پیری بس چابک و بس با خردست

کار بخرد همه زیبا بود و اندر خور

او شنیده است که بسیار نشین را گویند

 دیو بنشست بر ما و همی خورد جگر

 ***

نصیب روزه نگه داشتم اگر چه کنم

فکند خواهم چون دیگران بر آب سپهر

مهی گذشت که بر دست من نیامدنی

چگونه باشم از این پارساتر و بهتر

دلم ز روزه بپوسید و هم ز توبه گرفت

چنین همی نتوان برد روزگار بسر

زچنگ روزه بزنهار عید خواهم رفت

برو بنالم و گویم مرا ز روزه بخر

دیوان فرخی ، بتصحیح دکتر دهمد دبیر سیاقی  انتشارات شرکت نسبی حاج محمد حسین اقبال و شرکا ،   1335 ، تهران -  ص 104 و 105 و 160

 ***************

 من دست خویش در رسن دین حق زدم

از تو هگرز جست نخواهم نشان و نام

تدبیر آن همی اکنون که بر شوم

زین چاه زشت و ژرف بدین بی قرار بام

سوی بهشت عدن یکی نردبان کنم

یک پایه از صلات و دگر پایه از صیام

ای بر سر دو راه نشسته در این رباط

از خواب و خور بیهده تا کی زنی لکام

از طاعت تمام شود، ای پسر ترا

این جان ناتمام سرانجام کار تام

دیوان ناصر خسرو ،  به تصحیح استادان مرحوم مجتبی مینوی و  مهدی محقق  ،  دانشگاه تهران، چاپ اول ،  1365  ، تهران ، ص 57 و 58

****************

روزه بپایان رسید و آمد نو عید

هر روز بر آسمانت بادا  مروا ( رودکی )

 ظاهراً رباعی بوده است که بیت اول آن مفقود شده است . در دیوان شعر رودکی ( دکتر جعفر شعار ، نشر قطره ، چاپ سوم ، 1382 – ص 53 و 63 ) و نیزدر لغت فرس اسدی ( اثر : حکیم ابونصرعلی بن احمد اسدی طوسی ، بکوشش دکتر محمد دبیر سیاقی ، کتابخانه طهوری ، چاپ دوم ،  1356 ، تهران  ، ص 2  ) همین گونه ضیط شده است. لیکن در کتاب : محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی (  تالیف: استاد سعید نفیسی ،  امیر کبیر، چاپ سوم  ، 1360 ، ص  ) و نیز کتاب :  ابوعبداله رودکی و آثار منظوم رودکی (  بتصحیح عبدالغنی میرزایف ، تحت نظر: ی . براگینسکی ، نشریات دولتی تاجیکستان ، 1958 ، استالین آباد ص  ) و نیز کتاب : آثار منظوم رودکی (  تحت نظر: ی . براگینسکی ، اداره انتشارات دانش ،  1964 ، مسکو ،  ص 120 ) ... تنها مصرع آخر بیت فوق آمده است .

****************

 تا نموده ست مرا روی مه شهر صیام

من جدا مانده ام از دیدن آن ماه تمام

یک زمان از لب او صبر نمودیم و کنون

یک مهم صبر همی باید کردن ناکام

بر او رقعه فرستادم و گفتم صنما 

گر همی داری بوسه ز پی روزه حرام

ز سلامی و کلامی نبود باری کم 

که نیالاید روزه به سلام و به کلام

پاسخ آمد که بعیدم زتو تا ناید عید

تا مه روزه به سر ناید . نایم به سلام

دیوان لامعی گرگانی ، بتصحیح دکتر محمد دبیر سیاقی ،  سازمان انتشارات اشرفی ،  چاپ دوم ،  1353  ، تهران ص 93

**************

قوت دل زعقل و جان باشد                   قوت تن زآب و نان باشد

خانه خالی بود حضور دهد                   تن خالی فروغ و نور دهد

علم جویی بترک سیری کن              جان طلب میکنی دلیری کن

صیقل نفس چیست؟ کم خوردن.       آفت عقل؟ نفس پروردن

خلق را بر نماز داشته اند                  صفت روزه راز داشته اند

عود و چنگ و چغان، که پرسازند       از درون تهی خوش آوازند

روزه دار، و بدیگران بخوران                  نه بخور روز و شب شگم بدران

عارفان ماه خویش سال کنند            روزه گیرند و شب وصال کنند

تو که هم شام و هم سحر بخوری      ره به آن روزها چگونه بری

با چنان خوردن و چنان آروق               چون بری رخت روح برعیوق

توشکم بوده ای، از آنی سست     جان ودل باش، تا که باشی چست

دیوان اوحدی مراغه ای ( مثنوی جام جم ) ، بکوشش و تصحیح مرحوم استاد سعید نفیسی ،  امیرکبیر ، چاپ دوم ، 1375 ، تهذان – ص 606 الی 608

*************** 

گاه آمد آن که داد روزه بستانی زعید

روزه را عید نیکوتر که ستانند داد ( ص145 )

***                                 

رمضان شد چو غریبان بسفر بار دگر

اینت فرخ شدن و اینت بهنگام سفر

بود شایسته و لیکن چه توان کرد چو رفت

سفری را نتوان داشت مقیمی بحضر

گرچه در حق وی امسال مقصر بودیم

عذر تقصیر توان خواست ازو سال دگر

نپسندید کزین بیش جهانی زن و مرد

خشک دارند لب و تابته دارند جگر

آن که این طاعت فرمود حقیقت دانست

که از این بیش دمام نتوان برد بسر

عید بگشاد دری را که مه روزه ببست

فرخ آن کس که زند دست در آن حلقه در

سحر و شام کنون هر دو یکی باید کرد

که نه در عهده شامیم و نه در بند سحر

خشکی روزه بجز باده عیدی نبرد

خاصه آن وقت که مطرب غزلی گوید تر (ص 215)

دیوان کامل امیر معزی ،  بتصحیح ناصر هیرّی  ،  نشر مرزبان ، چاپ اول ،  بهار  ، 1362 ، تهران

*************** 


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در پنجشنبه 14 شهریور1387 ساعت 1:35 بعد از ظهر | لینک ثابت |

" سوال و جواب " در شعر فارسی

 

    سوال و جواب در شعر فارسی

نوشته ی  محمد مهدی حسنی

 

فنون (علوم ) بلاغت،  شامل سه فن : " معانی" ، "بیان" و بدیع است.  استاد علامه جلال الدین همائی  مترادف " بدیع " را،  "سخن آرائی" ، "نادره گویی" و "نغز گفتاری" دانسته؛ و تاکید فرموده اند ، که شرط اصلی سخن آرایی آن است که : کلام دارای فصاحت و بلاغت ( گشاده زبانی و سخندانی ) باشد *1

در فن سخن آرایی و بدیع، " سوال و جواب " -  که آنرا "مراجعه" هم میگویند -  یکی از محسنات بدیع مصنوع به شمار می آید.  

این صنعت چنانست که متکلم بطور سوال و جواب سخن سرآید. اعم از اینکه در یک مصراع هم سوال باشد هم جواب،  یا در دو مصرع؛ یا در بیتی سوال و در بیت دیگر جواب آید.* 2  این تفنن ادبی، گاه چندان به درازا می کشد که از آغاز تا پایان یک قصیده طولانی را نیز در بر می گیرد*3.

سوال و جواب بر دو گونه است :

الف – گاه در حکایت آمده،  الفاظ  "گفت" ، "گفتا" ، "پاسخ داد" ، "جواب داد" و یا "شنید"  و امثال آن بکار نمی رود.  و سوال و جواب،  با ربطی معنوی،  به هم می پیوندد

مانند این شعر زیبای قاآنی،  که در باره حضرت سید الشهداء ( ع )،  در ادبیات مذهبی ما خوش می درخشد:

بارد چه ؟  خون زدیده، چه سان؟  روز و شب.  چرا ؟

                                     از غم.  کدام غم؟  غم سلطان اولیاء.

نامش چه بد؟ حسین.  زنژآد که؟ از علی.

                                  مامش که بود؟  فاطمه. جدش که ؟  مصطفی.

چون شد؟ شهید شد.  به کجا ؟ دشت ماریه

                                     کی ؟  عاشر محرم.  پنهان ؟  نه برملا .

شب کشته شد؟ نه روز.  چه هنگام ؟ وقت ظهر.

                                   شد از گلو بریده سرش ؟  نی نی از قفا .

ب – و گاه حکایت، با الفاظ : "گفتم و گفت" ، "گفت و شنید" ، "پرسید و پاسخ داد" و امثال آنها،  همراه می شود *4 .  در ادامه و نیز پایان بحث، نمونه هایی زیبا از این نوع، ذکرخواهد شد.

معمولاً تمام قالب های رایج شعر، برای بیان سوال و جواب،  مورد استفاده قرار می گیرد. چنانکه هم در مناظره ( که بیشتر در قصیده است )، و هم در غزل و رباعی، کاربرد فراوان دارد.  مرحوم دکتر محمد کامگار پارسی،  ترانه های مشتمل بر سوال و جواب را بیشتر رباعیاتی میداند که چاشنی و انگیزه سرودنش، عرفان است ( یا به تعبیر ایشان : این گونه ترانه ها بیشتر از آن مردان خداست . *5

 

 گفتگو " خسرو و فرهاد " در خمسه نظامی با مطلع :

نخستین بار گفتش کز کجایی؟               بگفت از دار ملک آشنائی .

از زیباترین سوال و جواب های ادبیانه ما در قالب مثنوی، است،  که خواندنش انسان را به شوق و ذوق می آورد .*6

در پندار دکتر جلال الدین کزازی،  این صفت زمانی آرایه ای شمرده  شده و ارزش زیبا شناختی دارد،  که : " پاسخ داده شده به پرسش، پاسخی نغز و زیرکانه باشد.  و چندان با پرسش انجام شده پیوند و همگونی  نداشته باشد.  پاسخگوی همچنان وامی ماند،  که به پرسنده پاسخ می دهد. اما براستی با بهره جستن از فریبی در سخن،  از پاسخ تن می زند و پرسنده را در تب وتاب شنیدن پاسخ وامی گذارد . هنجار کار،  بیشتر چنان است که پرسنده سخنور دلشده است و پاسخگوی دلدار سرگردان خرده سنج،  که واژگان را زیرکانه به بازی می گیرد، اما پاسخی را که می باید به پرسنده آرزومند و سرگشته خویش بدهد، نمی دهد ..." . *7 دکتر سیروس شمیسا، در این مورد می گوید : " سوالات باید زیبا و ظریف باشد و مخصوصاً جوابها جنبه ادبی داشته باشد. یعنی در آن نکته یی و هنری باشد. در سوال و جواب پرسش کننده محکوم و مجاب می شود. مثلاً اگر سوال برهانی است . باید آن را رد کنند.  و اگر جنبه انتقاد دارد، باید آن را توجیه کند.  و اگردرآن طلبی است، باید آن را احاله به محال کنند . " *8

"ترجمان االبلاغه " که  مدتها بفرخّی شاعر بزرگ عهد غزنویان، منسوب بود. لیکن با تحقیقات ارزنده و عمیق  پرفسور احمد آتش،  محقق بزرگ ترک،  و نیز تائیدات بعدی اساتیدی،  همچون استاد ملک الشعرای بهار،  انتسابش به محمدبن عمر الرادویانی محرز شده است، از زمره قدیمیترین آثار ادبی ایران بعد از اسلام است. که موضوع آن فن شعر است. و خود مولف، در مقدمه کتاب، تصریح می کند که بیش از او کتابی در علم بدیع بفارسی نگاشته نشده است . در فصل 50 کتاب و ذیل "فی السوال و الجواب" ، این فن را در زمره فنون آرایش سخن دانسته است.

با توجه به قدمت و ارزش ادبی متن،  اجازه می خواهد تا  عین آنچه، در مورد این صنعت، در کتاب مذکور آمده است،  را نقل نماییم :

" و یکی از جمله صناعتهای شعر آنست کی شاعر بهر بیتی سوالی و جوابی بگویذ، یا بهر مصراعی ، چنانک عنصری گویذ ( خفیف ) :

هر سوالی کزان گل سیراب             دوش کردم همه بداذ جواب

گفتمش حور بشب نشایذ دیذ           گفت پیذا بشب بوذ مهتاب

گفتم از تو کی برده دارذ مهر         گفت از تو کی برده دارذ جواب

و بوذ کی < اندر> بیتی < پس > اندر پسش جای سوال و جواب بوذ، چنانک گفته اند (هزج):

دل کو ؟ بستذ. بچی؟ بلب ! کی؟ پیروز!

ناگاه؟ بلی!  کجا؟  بره !  کی؟ امروز!

و بوذ کی سوال کند و جواب خوذ دهذ، چنانک غضایری گویذ ( منقارب :)

نسیم دو زلفین او بگذرذ             بر آمیخته با نسیم صبا

چی گویمش چون بگذرذ             الا یا نسیم الصبا مرحبا

منجیک گویذ( منسرح ) :

هرک بذو بنگرذ چی گویذ گویذ         ماه متوّج شذست و سرو مقرطق " *9

همچنین رشید الدین وطواط، صاحب حدایق السحر فی دقایق الشعر  نیز در تعریف این آرایه سخن، می گوید *10 :  " این صنعت چنان بوذکی در یک بیت یا دو بیت،  سوال و جواب آورده شوذ و پارسیان این صنعت سوال و جواب را معتبر دارند و بترتیب آرند و قصیده ای از سر تا پایان بر یک نسق گویند. مثالش :

 گفتم مرا سه بوسه ده ای حور دلستان

                              گفتا زحور بوسه نیابی درین جهان*11

و این قصیده بدین ترتیب است از اول تا پایان لفظ ، گفتم و گفتا، سوال و جواب است و اگر لفظ گفتم و گفتا سوال و جواب نباشد لفظی دیگر باشد .براین نسق.  "

در مورد منشاء و پیشینه این فن، بایستی گفت که، سوال و جواب در فرهنگ ایرانی سابقه ای کهن دارد چنانکه در منظومه پهلوی " درخت آسوریک " هم دیده می شود . اساس مناظره بر سوال و جواب است.  و مناظره هم منشاء ایرانی دارد و به وسیله شاعران ایرانی نژاد عربی زبان،  به شعر عربی  ( در عربی : حوار ) و ترکی راه یافته است . *12

استاد دکتر محمد جعفر محجوب،در همین مورد می گوید : " شک نیست که بسیاری از قوانین ادب و بلاغت از ایرانیان به اعراب رسید،  و این نکته در غالب کتابهای بلاغت و ادب عربی،  بتصریح یا تلویح یاد شده است و در آثار بازمانده از زبان پهلوی نیز،  نمونه هایی ساده از صنایعی مانند تجنیس و سجع و مراعات نظیر و مانند آنها یافت می شود ... شعر پهلوی با سابقه قدیمی که در ایران داشت، نمیتوانست از این گونه صناعتها خالی باشد، در هر حال نمونه صنایع بدیعی در نشر فارسی بازمانده این دوران کم نیست و بسیاری از اشعار این دوران بعنوان شاهد در قدیمترین کتابهای بدیع فارسی ، مانند ترجمان البلاغه رادویانی و حدائق السحر رشید وطواط،  بر جای مانده است . استاد محجوب می گوید ترجمان البلاغه به یقین پس از قرن پنجم تالیف نشده است و در این قرن نیز سرمشق کتابهای بلاغت و بدیع فارسی کتابهای تازی  بوده  است . چنانکه صاحب ترجمان البلاغه،  تمام نام های صناعتها را به عربی می آورد "

 برغم اینکه در دوره سامانی، هنوز کتابی در علوم بلاغت و بدیع به فارسی تدوین نشده بود. معذالک ایشان از صفحه 62 ببعد کتاب نفیس خود، نمونه هایی از صنایع لفظی در شعر دوران سامانی را احصاء می فرمایند.  از جمله شعر ذیل را،  بعنوان نمونه صنعت "سوال و جواب" در شعر این دوران ذکر می فرمایند: هرچند در پاورقی  تذکر می دهند که این بیت خارج آهنگ می نماید و وزن مصراع دوام فاسد است .

برکه والا چوچه ؟ همچون عقاب اندر هوا

                             بر کریوه راه چون چه   همچو بر صحرا تریوه  *13

در پایان مقاله، نمونه هایی از شعر کهن که صنعت سوال و جواب، در آن خوب جای افتاده است، می آید

1 - ابیاتی لطیف ازعظیمای نیشابوری ( متوفی 1111 ه . ق. ) که برغم معروفیت آن در میان نسل های گذشته، شاید بگوش جوان ترها،  نرسیده باشد :

قاصد آمد. گفتمش : آن یار سیمین بر چه گفت؟

 گفت: با هجرم بسازد.  گفتمش: دیگر چه گفت ؟

گفت : دیگر پا زحد خویش نگذارد برون.

گفتمش: جمع است از پا خاطرم، از سر چه گفت؟

گفت: سر را بایدش از خاک ره کمتر شمرد.

گفتمش: کمتر شمردم، زین تن لاغر چه گفت؟

گفت: جسم لاغرش را از غضب خواهیم سوخت.

گفتمش: من سوختم. در باب خاکستر چه گفت؟

گفت: خاکستر چو گردد، خواهمش بر باد داد.

گفتمش: بر باد رفتم.  در حق محشر چه گفت؟

گفت: در محشر بیکدم زنده اش خواهیم کرد.

گفتمش: من زنده گردیم، زخیر و شر چه گفت؟

گفت: خیر و شر نباشد عاشقان را در حساب.

گفتمش این هم حسابی.  با لب کوثر چه گفت؟

گفت با ما بر لب کوثر نشیند عاقبت

گفتمش گرعاقبت این است،  زین بهتر چه گفت؟

گفت : دیگر نگذرد در خاطرش یاد عظیم

گفتمش: دیگر بگو، گفتا: مگو دیگر چه گفت؟ *14

2 - غزلی زیبا و روان از همشهری ام خواجوی کرمانی، که در بیت اول نظری به بیت اشاره شده فوق،  از مثنوی خسرو و شیرین نظامی دارد.

گفتا: تو از کجائی کاشفته می نمایی ؟

گفتم: منم غریبی، از شهر آشنایی.

گفتا: سر چه داری، کز سر خبر نداری.

گفتم:  بر آستانت دارم سر گدایی .

گفتا: کدام مرغی، کزاین مقام خوانی؟

گفتم : که خوش نوایی، از باغ بینوایی.

گفتا: زقید هستی، رو مست شو که رستی.

گفتم: به می پرستی، جستم زخود رهایی.

گفتا : جوی نیرزد گر زهد و توبه ورزی.

گفتم: که توبه کردم، از زهد و پارسائی

گفتا: به دلربائی ما را چگونه دیدی؟

گفتم: چو خرمنی گل، در بزم دلربائی.

گفتا: من آن ترنجم، کاندر جهان نگنجم.

گفتم : به از ترنجی، لیکن به دست نایی.

گفتا: چرا چو ذره، با مهر عشق بازی؟

گفتم: از آنکه هستم سرگشته هوایی.

گفتا بگو خواجو در چشم ما چه بیند؟

گفتم: حدیث مستان سرّی بود خدایی *15

 

3- و بلاخره چند رباعی از رباعیات منتخب مرحوم دکتر محمد کامگار پارسی، در کتاب رباعی و رباعی سرایان از آغاز تا قرن هشتم هجری، 

 رودکی :

             آمد بر من. که ؟ یار.  کی ؟  وقت سحر.

             ترسنده زکه؟  زخصم. خصمش که ؟  پدر.

             دادمش دو بوسه، به کجا ؟  بر لب تر.

            لب بد؟ نه ! چه بد؟ عقیق. چون بد؟ چو گهر.

ابوسعید ابی الخیر:

            گفتم : چشم.  گفت: براهش میدار.

            گفتم : جگرم  گفت: پر آهش میدار

            گفتم : که دلم ، گفت:  چه داری در دل

            گفتم غم تو ، گفت نگاهش میدار

شاه نعمت اله ولی :

            گفتم که منم، گفت مجابی داری

             گفتا نه منم، گفت خرابی داری

            گفتم که وصال تو کجا یابم من

            گفتا که برو خیال خوابی داری *16

                           """ ================ """

پاورقی ها

1 -   فنون بلاغت و صناعات ادبی ،  تالیف استاد علامه جلال الدین همایی ، موسسه نشر هما ،  چاپ دهم ، پائیز 1373 ، ص 8 به بعد .

2 -  درّه نجفی ، تالیف نجفعلی میرزا " اقا سرور " ، تصحیح حسین آهی ،  با مقدمه استادان امیری فیروز کوهی و دکتر مهدی حمیدی ، کتابفروشی فروغی ، چاپ اول ، سال ؟ تهران ،  ص 200

3 -  گفتگو در شعر فارسی ،  احمد کرمی ،  انتشارات ما ، تهران 1362

4 -  انواع شعر فارسی ، تالیف دکتر منصور رستگار فسایی ، انتشارات نوید شیراز ، چاپ اول ، 1372 ، ص 14 و 15 ) و نیز رجوع شود به بدایع الافکار فی صنایع الاشعار ،  تالیف کمال الدین حسین واعظ کاشفی ، عکس ازنسخه خطّی ، با مقدمه و سعی رحیم مسلمانقلف ، چاپ انتشارات دانش ، مسکو 1977 ،  ص 386

5 –  رباعی و رباعی سرایان از آغاز تا قرن هشتم هجری ،  تالیف : مرحوم دکتر محمد کامگار پارسی ، به کوشش دکتر اسماعیل حاکمی ،  انتشارات دانشگاه تهران ،  چاپ اول ،  تیرماه 1372 ، تهران ،  ص 277 .

6 - رجوع شود به : خسرو و شیرین ( متن علمی و انتقادی) ، نظامی گنجوی ، بتصحیح : آقای دکتر برات زنجانی ،  انتشارات دانشگاه تهران ،  چاپ اول ،  پائیز 1376 ، تهران ،  ص 139

7 - زیبا شناسی سخن پارسی ،  جلد 3 ( بدیع ) ،  استاد جلال الدین کزازی ،  کتاب ماد (وابسته به نشر مذکور) ، چاپ اول  ، تهران 1373 ،  ص 154 .

8 - نگاهی تازه به بدیع ،  دکتر سیروس شمیسا ، انتشارات فردوس و انتشارات دیدگاه ،  چاپ هفتم 1374،  تهران ، ص 127 و 128 . همچنین همانجا میخوانیم : "  اگر در سوال و جواب مخاطب کلام گوینده را بر خلاف مقصود او حمل کند.  صنعت " قول به موجب" و یا "اسلوب الحکیم" است . "

9 - ترجمان البلاغه ،  تصنیف محمدبن عمر الرادویانی ، بتصحیح : پرفسور احمد آتش و انتقاد: استاد ملک الشعراء بهار ، انتشارات اساطیر ،  چاپ دوم ، 1362 تهران ،  ص 97 و 98

10 - حدایق السحر فی دقایق الشعر ،  تالیف رشید الدین محمد عمری کاتب بلخی معروف به وطواط ، به تصحیح استاد فقید عباس اقبال آشتیانی ،  کتابخانه های طهوری و سنایی  ، چاپ ؟   بهمن ماه 1362، تهران ،  ص 59 .

11 - استاد فقید اقبال آشتیانی این بیت را مطلع قصیده ای از فرخی در مدح امیر شهاب الدوله محمد بن محمود بن سبکتکین دانسته ،  و یاد آوری کرده اند قسمتی از آن قصیده در کتاب لباب الالباب ج 2 ص 49 – 50 مندرج است .  

در دقائق الشعر همین شعر بدین گونه ضیط شده است :

گفتم مرا دو سه بوسه ده ای ماه دلستان

                                     گفتا که ماه بوسه کرا داد در جهان

( دقائق الشعر ، تالیف علی بن محمد المشتهر بتاج الحلاوی – قرن 8 – به تصحیح و حواشی سید محمد کاظم ، دانشگاه تهران  شماره 764 ، سال 1962 میلادی )

12- نگاهی تازه به بدیع ،  دکتر سیروس شمیسا ، انتشارات فردوس و انتشارات دیدگاه ،  چاپ هفتم 1374،  تهران ، ص 127 و 128 .

13 -  سبک خراسانی در شعر فارسی ،  تالیف دکتر محمد جعفر محجوب ،  انتشارات فردوس و جامی ، چاپ اول  ، سال ؟ تهران ص 80 .

14-  تذکره نتایج الافکار – ص 484 ( به نقل ازکتاب اشعار معروف، تالیف آقای دکتر سید ضیاءالدین سجادی شرکت انتشاراتی پاژنگ ، چاپ اول ، پائیز 1374 ، تهران ،  ص 142 و 143)

15 – دیوان اشعار خواجوی کرمانی، بتصحیح آقای دکتراحمد سهیل خوانساری ، شرکت انتشاراتی پاژنگ ، چاپ سوم ، پائیز 1374 ، تهران ،  ص 144

16 - رباعی و رباعی سرایان از آغاز تا قرن هشتم هجری ،  تالیف : مرحوم دکتر محمد کامگار پارسی ، به کوشش دکتر اسماعیل حاکمی ،  انتشارات دانشگاه تهران ،  چاپ اول ،  تیرماه 1372 ، تهران ،  ص 277 الی 280 

نگاره (محفل علماء) ، اثر آقا رضا ،  پایان سده 10 هجری قمری، (کتاب تاریخ انبیاء– پاریس کتابخانه ملی) -  تصویر برگرفته از کتاب  باغ های خیال تالیف: ا. م. کورکیان و ژ. پ. سیکر، ترجمه پرویز مرزبان، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، چاپ دوم، 1387 – ص 152  


نوشته شده توسط محمد مهدی حسنی در جمعه 1 شهریور1387 ساعت 12:1 بعد از ظهر | لینک ثابت |

منوی اصلی

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفایل مدیر وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
سخن نخست و حرف های بعدی
حقوق مدنی و تجارت
حقوق اراضی و املاک
آئین دادرسی
حقوق ثبت
حقوق - تاریخ و کلیات
پرسش و پاسخ حقوقی
حقوق بین الملل
حقوق جزا و کیفری
قلمی خودم(مخیّل)
مقالات و تحقیقات ادبی
دادگستری در متون ادب فارسی
حقوق تطبیقی
شعر دوستان
تقی خاوری (راوی)
اشعار و نثر های گزیده
یادها و مناسبت ها
بانگ قوانین و مقررات
داستان کوتاه
مسایل روز - سیاسی
مسایل روز - قضا، وکالت، قانون
مسایل روز - دولتیان و ادبیات
زنان
آزموده های حقوقی
هنر
معرفی کتاب و نشریات
کشکول اینترنتی
لطایف القضاء
تصویر طنز (کاریکاتور)

درباره ی ما


این وب دارای مباحث و مقالات فنی حقوقی است. لیکن با توجه به علاقه شخصی، گریزی به موضوعات "ادبی" و "اجتماعی" خواهم زد. چرا و چگونه؟ می توانید اولین یاداشت و نوشته ام در وبلاگ : "سخن نخست" را بخوانید.
مائیم و نوای بینوایی
بسم اله اگر حریف مایی

*****************
دیگر دامنه های وبلاگ :
http://hassani.ir
http://hasani.info

* * * * * * * * * * *
« کليه حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ، متعلق به اینجانب محمد مهدی حسنی، وکیل پایه یک دادگستری، به نشانی مشهد، کوهسنگی 31 ، انتهای اسلامی 2، سمت چپ، پلاک 25 تلفن : 8464850 511 98 + و 8464851 511 98 + مي باشد.
* * * * * * * * * * *
امیل :

hasani_law@yahoo.com

* * * * * * * * * * *
نقل مطالب و استفاده از تصاوير و منابع این وبلاگ تنها با ذکر منبع (نام نویسنده و وبلاگ)، و دادن لینک مجاز است. »

پیوند ها - دوستان

(انوج)بربرود
سپهر عدالت
...یه حرفایی همیشه هست
~~ گنجــــــینه...ویژه ی بازنشستگان خوزستان ~~
صبر زرد و جیغ بنفش
~~ وبلاگ شخصی عباس باوری ~~
وکالت و مشاوره حقوقی، وکیل دادگستری
مُشتي شعر براي اين روزها..
کلوپ فارسی
روز مرگی در زندگی روزمره
سایت حقوقی برهان
قاضی دادگستر
فقه پلی است برای حقوق
ایران داوری
وبلاگ حقوقی هنری برگ سبز
موسسه حقوقی هامون
وبلاگ شخصی مهندس گنعلیخان
یادداشت های حقوقی
وکیل باشی
سایت حقوقی راه مقصود
جامعه سردفتران و دفتریاران استان یزد
اسفار - سید علی طباطبایی یزدی
محمد افضلی
ابراهیمی خطاط
حقوق امریکا و انگلستان و فرانسه
حقوق روز
دپارتمان حقوق بین الملل ایران

آرشیو

سایر پیوند ها

آمار لحظه به لحظه جهان
دستور (پایگاه قوانین و مقررات کشور)
گنجور
Linkograph لینکوگراف
ترمينولوژي قوانين و مقرارات
بانك قوانين كشور ( دادگستري استان تهران )
بانک مقالات حقوقی
معاونت آموزش دادگستری استان تهران
سيستم قوانين کشور
صندوق حمايت وکلاء و کارگشايان دادگستري
كانون سردفتران و دفترياران
پایگاه اطلاع رسانی دولت
مجلس شوراي اسلامي
سازمان ثبت اسناد و املاك کشور
سازمان ثبت احوال کشور
سازمان بازرسي كل كشور
روزنامه رسمى ج. ا. ا.
دفتر امور بین الملل قوه قضاییه
دانشکده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي
ماهنامه حقوقي دادرسی
دادگستري استان اصفهان
راهنمای موضوعی نشريات حقوقی ايران
شبکه خبری قسط
ندای صادق
نیروی انتظامی ج. ا. ا. (ناجا)
ترمینولوژی حقوق
خبرگزاری دانشجویان ایران
قالب وبلاگ
جستجوگر قالب وبلاگ

آخرین پست ها

برخی از نوشته های پیشین تارنمای چه بگویم
بهاریه ها 14 - منوچهری (قسمت سوم)
بهاریه ها 13- منوچهری (قسمت دوم)
به بهانه بهار 1393
قانون مبارزه با پول شویی ناقض رازداری حرفه‌ای وکلای دادگستری است
ظرفیت‌های ایجادشده در دفاع وکلا پیرامون پرونده‌های قتل عمد در قانون جدید مجازات اسلامی
طرح پیشگیری از بزه دیدگی ثانویه
درباره «لایحه جامع وکالت رسمی»
دربارۀ کمیتۀ سازماندهی زنان آسیب دیدۀ اجتماعی
آثار و اندیشه سزار بکاریا
حمایت از حقوق مصرف کننده در ادبیات حقوقی ایران
جایگاه تحصیل مال نامشروع در جرائم علیه مالکیت و اموال
بیماری های روانی و ازدواج
معرفی و نقد فیلم : کشتن مرغ مقلد
مصلحت در نکاح اطفال و ضمانت اجرای آن
معرفی کتاب « بررسی یک پرونده قتل»
دادگاه کیفری بین‌المللی و مقابله با بی کیفری
اقرار در آینه امثال فارسی
حق تقدّم در پذیره نویسی سهام جدید شرکتهای سهامی
بررسی نظام قضایی لبنان
بررسی مفهوم و مصادیق قراردادهای مستمر
امنیت حقوقی یا عدالت و انصاف (آزموده‌های حقوقی 9)
راه اندازی وبسایت کانون وکلای دادگستری خراسان
مفهوم و قلمرو نقض حقوق مالکیت صنعتی (مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و انگلستان)
یادی از زنده یاد عنایت الله باستانی
بررسی قانون جدید مجازات اسلامی
در باره جامعه وکلای دادگستری مشهد (خراسان)
مبانی و معیارهای تشخیص امور حسبی
محاکمه (داستان)
پیشگیری، با نگاهی به دادخواهی ­های حقوقی

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
Google


در چه بگویم؟
در همه ی اينترنت